روزنوشت های دکتر آلبالو :)

من سارا هستم . یه دختر با چشمای آلبالویی . یه دختر با یه دنیایی به رنگ بنفش :)
دانشجوی علم طب ام . از سختی هاش میگم از شیرینی هاش . از خاطره هاش :)

بالاتر از عشق هم یه چیزی هست

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۲۳ ق.ظ


دخترکم

تو زندگی همه ی آدما ، شبایی بوده که به خاطر هجوم انواع و اقسام فکر ها ، خواب شون نبرده ، پهلو به پهلو شدن و اشک ریختن و اشک ریختن و اشک ریختن و حتی نفهمیدن که این گریه ها از سر خوشحالی بوده یا ناراحتی . می بینی دخترم ؟! اوج ِ استیصال و درموندگی ِ یه آدم دقیقا همین نقطه است ! که خودش نمیدونه چه حالی داره... باید خوشحال باشه یا ناراحت . وقتی از شدت درد ، سرش رو محکم گرفته و جز خدا شنونده ای واسه حرفاش نداره ، حس میکنه این حال بد ، این روزای سخت ، این دلهره ها ، این دوراهی ها واسه همیشه موندنی ان و هیچوقت قرار نیست صبح بشه . اما دنیا همیشه این جوری نمی مونه دخترکم . خورشید خانوم از پشت ابرها میاد و صبح میشه . اشکای خشک شده روی صورتت پاک میشه ، دستمالی که باهاش محکم سرت رو بسته بودی به یک گوشه ای انداخته میشه و توی آینه خودت رو می بینی که بزرگ شدی . تنها عاملی که میتونه بعد از صبح شدن ، همچنان باعث اذیتت بشه ، تصمیم ها و رفتار های غلطیه که توی اون شب ها گرفتی و انجام دادی . شب میره . سختی میگذره . ناراحتی ها می میرن اما تصمیمات اشتباهت همیشه همراهتن . رفتار های غلطت برای همیشه یاد آدما می مونه و این خیلی دردناکه . 



  • ۹۶/۰۲/۱۵
  • آلبالو خانوم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی