روزنوشت های دکتر آلبالو :)

من سارا هستم . یه دختر با چشمای آلبالویی . یه دختر با یه دنیایی به رنگ بنفش :)
دانشجوی علم طب ام . از سختی هاش میگم از شیرینی هاش . از خاطره هاش :)

روی ماه خداوند را ببوس !

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۴۰ ب.ظ

بعض وقتها از خودم خجالت میکشم . از این حجم وسیع خوشبختی ای که دارم . از اینکه جز امتحانای میان ترم هیچ درد و غصه ای تو زندگی ام ندارم اما گاهی وقتها همچین به خودم مغرور میشم که خدا رو بنده نیستم ! یادم میره همه ی اینها جیزی جز محبت ( و یا شایدم امتحان الهی) در حقم نبوده . گاهی وقتها به خودم میگم فکر کن اون لک لکی که توی یه شب بارونی ، در خونه ی پدر و مادرتو زد و تو رو گذاشت تو آغوش پر مهر مادرت ، راهو گم میکرد و چند تا خونه اون ور تر میرفت و تو رو می سپارد به یه پدر معتاد و یه مادر بی سواد . اون وقت تو هنوز هم توی این جایگاه بودی ؟؟ ....

پ.ن : آقای خدا ! من یادم میره هر روز ازت تشکر کنم . اصلا هر روز چیه ؟ هر لحظه باید تو رو بوسید به خاطر این حجم از خوشبختی که انداختی تو آغوشم . خدایا من از اینجا برات یه ماچ محکم میفرستم.‌ خیلی آقایی :)

  • ۹۶/۰۲/۰۱
  • آلبالو خانوم

نظرات (۱)

  • پوریا نوروزی
  • این فرصت برای هر کسی پیش نمی آد
    قدرش رو بدانید
    خدایا شکرت
    پاسخ:
    بله واقعا خدا رو شکر 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی